{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را

چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را
سجاده زاهدان را درد و قمار ما را

جایی که جان مردان باشد چو گوی گردان
آن نیست جای رندان با آن چکار ما را

گر ساقیان معنی با زاهدان نشینند
می زاهدان ره را درد و خمار ما را

درمانش مخلصان را دردش شکستگان را
شادیش مصلحان را غم یادگار ما را

ای مدعی کجایی تا ملک ما ببینی
کز هرچه بود در ما برداشت یار ما را

آمد خطاب ذوقی از هاتف حقیقت
کای خسته چون بیابی اندوه زار ما را

عطار اندرین ره اندوهگین فروشد
زیرا که او تمام است انده گسار ما را


عطار
دیدگاه ها (۷)

تـــو هـیچ موقع از یادم نمیری... و نمیـتونی عشــقترو ا...

کس نزد هرگز در غمخانهٔ اهل وفاگر بدو گویند بر در ، کیست گوید...

یا که به راه آرم این صید دل رمیده رایا به رهت سپارم این جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط