ﻣﻌﻠﻢ سر كلاس ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭو ﺻﺪﺍ کرﺩ و گفت:ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭ
ﻣﻌﻠﻢ سر كلاس ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭو ﺻﺪﺍ کرﺩ و گفت:ﺷﻌﺮ بنی ﺁﺩﻡ ﺭو ﺑﺨﻮوﻥ.
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ کرﺩ:
بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یکدیگرﻧﺪ،که ﺩﺭ ﺁﻓﺮینش ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ،ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍینجا که ﺭسید ساكت شد؛
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:بقیه ﺵ!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:یادم نمياید.
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:یعنی چی!این ﺷﻌﺮ كه ﺳﺎﺩه هست.
دﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁخه مشکل ﺩﺍﺷﺘﻢ،ﻣﺎﺩﺭﻡ مریضه ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧوﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ کار می کنه ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻس،ﻣﻦ باید کارای ﺧوﻧﻪ ﺭو ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ برادرامو ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ،ببخشید.
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:ببخشید! همین؟!مشکل ﺩﺍﺭی که ﺩﺍﺭی،باید ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ می کردی،مشکلات ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ نمیشه.
-يهو دانش آموز گفت:تو كز محنت ديگران بى غمى،نشايد كه نامت نهند آدمى*
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ کرﺩ:
بنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎی یکدیگرﻧﺪ،که ﺩﺭ ﺁﻓﺮینش ﺯ یک ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮی ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ،ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍینجا که ﺭسید ساكت شد؛
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:بقیه ﺵ!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:یادم نمياید.
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:یعنی چی!این ﺷﻌﺮ كه ﺳﺎﺩه هست.
دﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁخه مشکل ﺩﺍﺷﺘﻢ،ﻣﺎﺩﺭﻡ مریضه ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﺧوﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ کار می کنه ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻس،ﻣﻦ باید کارای ﺧوﻧﻪ ﺭو ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻢ ﻭ ﻫﻮﺍی ﺧﻮﺍﻫﺮ برادرامو ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ،ببخشید.
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:ببخشید! همین؟!مشکل ﺩﺍﺭی که ﺩﺍﺭی،باید ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ می کردی،مشکلات ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ نمیشه.
-يهو دانش آموز گفت:تو كز محنت ديگران بى غمى،نشايد كه نامت نهند آدمى*
- ۴۲۸
- ۰۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط