{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی گرسنه و بیمار

کودکی گرسنه و بیمار
گوشه ی قهوه خانه ای می خفت ...

رادیو روشن بود و داشت
از مضرات پر خوری میگفت !

#شرمندگی_پدر !
دیدگاه ها (۷)

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯿﺴﻮﺯﺩ!!‌ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻡ و ﺁﺧﺮ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻣﺪﺍﺩ...

یک روز به خودت می‌آیی که دیگر زمانی برای کارهایی که همیشه می...

آدما به ازای گذشت سالهای زندگیشون پیر نمیشناین از دست دادناس...

دلم نه عشق میخواهدنه احساسات قشنگنه ادعاهای بزرگنه بزرگ های ...

پرگویی و پر خوریدو آفتی که هر که به اینها مبتلا شود خفیف و ب...

کاش فرشته ای هم بود و آدم ها را هر کجای زمانه که خسته می شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط