{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب بچه ها میخواستم وانشات بنویسم اما گفتم شاید چند پارتی

خب بچه ها. میخواستم وانشات بنویسم اما گفتم شاید چند پارتی بشه. کاور چند پارتیمون کاور همین پسته.
خب توضیحات رو شروع میکنم.
شما یه دختر ۲۵ ساله هستید که ۳ سال توی بونتن بوده و دوست دختر مایکی بوده (نکته اینو بگم مایکی ۲۸ سالشه توی ورژن بونتن) مایکی و شما همدیگه رو خیلی دوست داشتید. یه روز مایکی و شما توی اتاق خوابتون بودید، که از مایکی میخواید که براتون فیلم بزاره تا باهمدیگه ببینید. وقتی مایکی دنبال گوشیش میگرده،متوجه میشه گوشیش نیست و یادش میفته توی اتاق جلسه (جایی که جلسات بونتن برگزار میشه) فراموش کردتش. پس به شما گفت که برید و بیاریدش. شما رفتید و بعد حدود ۳۰ دقیقه گوشیش رو آوردید چون داشتید دنبالش میگشتید،اما موضوع از اینجا شروع میشه، دوتا دوربین مداربسته توی اتاق جلسه بود، اما یکیشون خراب میشه و وقتی شما داشتید دنبال گچشی میگشتید ضبط نمیشه و چهره ی شما رو ثبت میکنه،حالا بعد اینکه شما از اتاق جلسه خارج شدید یکی از خدمتکار ها که جدیدا اومده بوده و جاسوس بوده،میاد و چند تا سند مهم رو برمیداره و میره،اما دوربین مداربسته که خراب بوده،چهره ی شما رو روی اون ثبت میکنه. خب دیگه اینم توضیحات،بریم برای شروع💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻🤩🤩🤩🤩
دیدگاه ها (۶)

اشتباه غیر منتظره~پارت اول

اشتباه غیرمنتظره~پارت دوم

شروع سناریو نویسی

به عنوان آخرین پست امشب،یه طنز ببینید بدک نیستا🤣🤣🤣🤣🤣 وای جرر...

⏝︶ׅ︶‌⏝ꕤ ᴬᴳᵁˢᵀ ꕤ⏝︶ׅ︶‌⏝۠ ࣭ ࣪ ۪ ࣪ ︶︶ ✧ ︶︶ ࣭ ۠ㅤ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط