{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا گلو گریه کند٬بغض فراهم شده است

تا گلو گریه کند٬بغض فراهم شده است
چشم ها بس که مطهر شده٬زمزم شده است
نه فقط شاعر این شعر٬عزا پوشیده است
واژه هایش٬همه اندوهِ محرّم شده است
ظهر داغی ست٬عرق ریزی روحم گویاست
از سرم٬سایه طوبی نفسی٬کم شده است
<هر که دارد هوس اش>٬نه!عطش اش٬بسم الله
راه عشق است و به این قاعده مُلزم شده است
سوگوارانِ شما٬مرثیه خوان خویش اند
بی سبب نیست که عالم٬همه ماتم شده است
<من ملک بودم و فردوس برین>می داند
این ملک شور که را داشت٬که آدم شده است
من نه مداحم و نه مرثیه سازم٬اما
سرافراز آنکه به توفانِ شما خَم شده است
دیدگاه ها (۳)

یکی از روضه خوان ها میگه، شب پنجم صفر پیرهن سیاه تنم کردم بر...

وااااای که چقدر این شعر زیباست لطفا کامل بخونین اگه گریه کر...

از غمت خنده” حرامم ارباب*به تو و”کرب وبلایِ”تو سلامم ارباب*ب...

تا گلو گریه کند، بغض فراهم شده استچشم ها بس که مطهّر شده، زم...

تا گلو گريه كند، بغض فراهم شده استچشم ها بس كه مطهّر شده، زم...

تا گَلو گريه كند،بُغض فَراهَم شده استچِشم ها بَس كه مُطهّر ش...

تقاضا دارم کامل بخونید بسیار زیباست این بهترین مطلبی بود که ...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

صر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسمکه چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط