{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری‌ دوستت‌ می‌داشتم‌ !

دلم‌ می‌خواست‌ در عصر دیگری‌ دوستت‌ می‌داشتم‌ !
در عصری‌ مهربان‌تر و شاعرانه‌تر !
عصری‌ که‌ عطرِ کتاب‌ ،
عطرِ یاس‌ و عطرِ آزادی‌ را بیشتر حس‌ می‌کرد!

دلم‌ می‌خواست‌ تو را
در عصر شمع‌ دوست‌ می‌داشتم‌ !
در عصر هیزم‌ و بادبزن‌های‌ اسپانیایی‌
و نامه‌های‌ نوشته‌ شده‌ با پر
و پیراهن‌های‌ تافته‌ی‌ رنگارنگ‌ !
نه‌ در عصر دیسکو ،
ماشین‌های‌ فراری‌ و شلوارهای‌ جین‌ !

دلم‌ می‌خواست‌ تورا در عصرِ دیگری‌ می‌دیدم‌!
عصری‌ که‌ در آن‌
گنجشکان‌ ، پلیکان‌ها و پریان‌ دریایی‌ حاکم‌ بودند
عصری‌ که‌ از آ‌نِ نقاشان‌ بود ،
از آنِ موسیقی‌دان‌ها ،
عاشقان‌ ،
شاعران‌ ،
کودکان‌
و دیوانگان‌!

دلم‌ می‌خواست‌ تو با من‌ بودی‌...

ولی‌ افسوس‌ !
ما دیر رسیدیم‌ !
ما گل عشق‌ را جستجو می‌کنیم‌ ،
در عصری‌ که‌ با عشق بیگانه‌ است‌!


"نزار قبانی"
دیدگاه ها (۱)

خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال توهرچه دارم غیر تنهایی تمام...

خستگی را زندگی کرده ام ، میخواهم کمی هم زندگی را خسته ک...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

ای نگاهت داده دستم انتخاب شاعریدر تمام شعرهایم بی‌مهابا ظاهر...

تاج سلطنتی (The Royal Crown)

کامل کننده ی من/پارت10*آخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط