{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگفتی بمان ...

نگفتی بمان ...

وگرنه من آدم رفتن نبودم ...

همان جا که دستانم را

از میان دستانت ربودم ...

اعتراض نکردی ...

و من حس کردم بودنم مهم نبوده

که هیچ نگفتی ...

و من رفتم ...

و تو رفتنم را در سکوت تماشا کردی

این سکوت تو مرا شکست ...
دیدگاه ها (۲)

شبتون آروم ❤

روزی روباه به گرگ گفت :زندگی را یادم بدهگرگ گفت : از بالای ت...

مادربزرگ خیال می کندهرچه بیشتر برایش قرص بنویسندبیشتر زنده م...

مرا که می شناسیوسواس دارم وقت رفتن تمام خاطرات را تا می کنمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط