{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۵

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۵

سه ماه بعد
سه ماه که دارم کار میکنم ولی هنوز پدر و مادرم نفهمیدن و دیگه برام دیدن اعضا عادی شده

جیمین
هی جونگکوک شی بلند شو کارت دارم
کوک:چیشده اینوقت شب اومدی تو اتاقم کارم داری
جیمین:میتونم یه چیزی بهت بگم
کوک: بگو خوابم میاد
جیمین:بخواب بعد میگم
کوک بلند شد: بگو دیگه
جیمین: نمیدونم چطور بگم
کوک:راحت باش بگو
جیمین: احساس میکنم عاشق شدم
کوک: چی؟؟ داری شوخی کنی برو میخوام بخوابم
جیمین: راست میگم
کوک: واقعا خب کیه میشناسمش
جیمین: آره
کوک:کیه؟؟
جیمین: ا.ت
کوک: میکاپ آرتیست جدیده
جیمین: آره
کوک: کیم ا.ت واقعا
جیمین:آره بهت میگم
کوک: بهش نمیخوای بگی
جیمین: یعنی بگم
کوک: آره بگو
جیمین: اخه خجالت میکشم جلوی اعضا
کوک: من یه نقشه دارم
فردا

ا.ت
میکاپ اعضارو کامل کردم نوبت به جیمین که اخرین نفر بود
کوک: خب بچه ها تا بریم

تعجب کردم چون جیمین همیشه اولین نفری بود که میکاپ میکرد چون دوست داشت تا اخر همراهشون باشه ولی چرا اعضا میخوان برن
نامی: کوک زده به سرت جیمین تا اخر باما موند ما الان ولش کنیم
کوک: نه منظورم این نبود کارتون داشتم
کوک رفتم تو گوش جین گفت یه سروپرایزه
جین:بچه کوک شاید کارمون داشته باشه تا بریم
همگی رفتن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط منو جیمین موندیم
نیم ساعت بعد
ا.ت:آقای پارک میکاپتون تموم شد
جیمین: ممنونم خانم کیم
ا.ت: میتونید برید
دیدگاه ها (۱۱)

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۶جیمین: میتونم بمونما.ت: البته راحت ...

(فقط یه آرمی بودی) پارت ۷شبجیمینرفتم تو اتاقم خوابیدمکوک: هی...

(فقط قرار بود بردش باشی) part eleven دختر عموی تهیونگ اومد د...

(فقط قرار بود بردش باشی) part tenصبحاز زبان ا.ت یکی دم در زد...

خون آشام پنهان ۸

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط