{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که امروز نیست

امروز که امروز نیست
فردا هم نیست
و معلوم نیست کدام یک از روزهای کوفتی ماه های سالهای لعنتی است
من نه میفهمم کی باید بخوابم و کی بیدار شوم
تنها این را میفهمم
که آن گوشه از سرم که به فراموشی سپرده شده بود، زیادی دارد جلب توجه می‌کند
مثل آن دسته از آدم‌هایی که به خاطر رودربایستی زیاد نمی‌توانیم درست و حسابی از زندگیمان بیندازیمشان بیرون و هر روز کله پوکشان را گرفته و رو مبلمان خانه‌مان سبز میشوند و آنقدر چرت و پرت می‌گویند که دلت میخواهد کل قند های قندان را داخل حلقش فرو کنی تا شاید مرگ شیرینی داشته باشد.
میم. ح
دیدگاه ها (۳)

اینکه انقدر راحت منو نادیده میگیریدل منو میشکنهمن نمیدونم ای...

سختی از اونجایی شروع میشه که تمام قلبت و مغزت پر شده از دردو...

دیشبپریشبیا شاید پیش پری شبسه شبهر بار از خواب بپری بری ببین...

اشک بریزید برای کودکانی که مردند...

پارت ۲۶Iz:"خب خوش بگذره بهتون، منو توبیراما مواظب خونه هستیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط