جزای آن که نگفتیم شُکرِ روز وصال
جزای آن که نگفتیم شُکرِ روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجَرَم زِ خیال.
بدار یک نفس ای قائد این زمام جِمال
که دیده سیر نمیگردد از نظر به جَمال.
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال.
اگر مراد نصیحتکنان ما این است
که ترک دوست بگویم تصوریست محال.
به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به در نرود همچنان امید وصال.
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیدهٔ خونین نبشته صورت حال.
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال.
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال.
#سعدی
شب فراق نخفتیم لاجَرَم زِ خیال.
بدار یک نفس ای قائد این زمام جِمال
که دیده سیر نمیگردد از نظر به جَمال.
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال.
اگر مراد نصیحتکنان ما این است
که ترک دوست بگویم تصوریست محال.
به خاک پای تو داند که تا سرم نرود
ز سر به در نرود همچنان امید وصال.
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری
به آب دیدهٔ خونین نبشته صورت حال.
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود
عجب فتادن مرد است در کمند غزال.
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست
که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال.
#سعدی
- ۳.۵k
- ۱۵ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط