{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست! که آنچه در سر من نیست ،

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست! که آنچه در سر من نیست ، ترس رسوایی ست! چه غم که خلق به حُسن تو

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!
که آنچه در سر من نیست ، ترس رسوایی ست!

چه غم که خلق به حُسن تو عیب میگیرند؟
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست!

اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب!
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست...!

شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست!

کنون اگرچه کویرم هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست

اولین غزل از کتاب فاضل نظری*
دیدگاه ها (۲)

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

🍷 شراب قرمزپارت ۱۸ | چیزی بیشتر از اعتماداتاق دوباره در سکوت...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!که آنچه در سر من نیست ، ترس ...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، ترس رس...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!که آنچه در سر من نیست ، ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط