بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست نود🍷🔪
رسیدیم بیمارستان
نمیدونستم چیکار کنم
هول شده بودم
خوب بود دکتر داشت رد میشد ، با دیدن پری سریع به بقیه گفت برانکارد بیارن
همه چیز به سرعت انجام میشد
+باید این برگه رو امضا کنید
برده بودن داخل یه اتاقی
لب زدم
_برگه چیه!؟
پرستار لب زد:
+ رضایت برای اتاق عمل
اتاق عمل
داشتن رضایت میگرفتن که چی بشه ؟!
که اتفاقی بیوفته گردن نگیرن؟
برگه رو تو دستم مشت کردم
انداختمش زمین
عربده کشید م:
+ دارین چی میگین؟ که زن من سالم از اون اتاق نیاد بیرون ... نابود میکنم
اخمی کرد
_اینجا بیمارستانه صداتونو بیارید پایین وگرنه به حراست گزارش میشبد
بعد برگه رو برداشت
گفت
+امضا نکنین وضعیت همسرتون بد تر میشه
پارت دویست نود🍷🔪
رسیدیم بیمارستان
نمیدونستم چیکار کنم
هول شده بودم
خوب بود دکتر داشت رد میشد ، با دیدن پری سریع به بقیه گفت برانکارد بیارن
همه چیز به سرعت انجام میشد
+باید این برگه رو امضا کنید
برده بودن داخل یه اتاقی
لب زدم
_برگه چیه!؟
پرستار لب زد:
+ رضایت برای اتاق عمل
اتاق عمل
داشتن رضایت میگرفتن که چی بشه ؟!
که اتفاقی بیوفته گردن نگیرن؟
برگه رو تو دستم مشت کردم
انداختمش زمین
عربده کشید م:
+ دارین چی میگین؟ که زن من سالم از اون اتاق نیاد بیرون ... نابود میکنم
اخمی کرد
_اینجا بیمارستانه صداتونو بیارید پایین وگرنه به حراست گزارش میشبد
بعد برگه رو برداشت
گفت
+امضا نکنین وضعیت همسرتون بد تر میشه
- ۵.۲k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط