{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت/ عطیه خلیفه به بهلول

#حکایت/ عطیه خلیفه به بهلول
روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد که آن را در میان فقرا و نیازمندان تقسیم کند. بهلول وجه را گرفت و بعد از چند لحظه به خود خلیفه پس داد .هارون علت آن را سوال کرد. بهلول جواب داد:«من هرچه فکر کردم از خود خلیفه محتاج تر و فقیرتر کسی را نیافتم. چون می بینم ماموران و گماشتگان تو در دکان ها ایستاده و به ضرب تازیانه مالیات و باج و خراج از مردم می گیرند و در خزانه تو می ریزند. پس احتیاج تو از همه بیشتر است.»
دیدگاه ها (۴)

روزی هارون الرشید به سربازانش دستور داد تا بهلول دیوانه را ب...

روزی بهلول پیش خلیفه((هارون الرشید)) نشسته بود،جمع زیادی از ...

بهلول و تخت پادشاهیروزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون...

.قصه های بهلول ........................ ‌روزی بهلول وارد ق...

تخت پادشاهیروزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون مسند خل...

#‍ضرب_المثل بز به پای خود، میش به پای خودهارون‌الرشید مردی ب...

روزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون مسند خلافت را خالی...

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد. خلیفه گفت: مرا پندی بده!...

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد. خلیفه گفت: مرا پندی بده!...

#ملک_سلطنت✍ روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.خلیفه گفت : م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط