گاهی آدمها نمیروند فقط آرام آرام محو میشوند

گاهی آدم‌ها نمی‌روند... فقط آرام آرام محو می‌شوند.
صدایشان، خنده‌هایشان، حتی نگاهشان، مثل سایه‌ای که با غروب خورشید کمرنگ‌تر می‌شود، از خاطرت می‌رود.
اما عجیب اینجاست که درد نبودنشان هرگز محو نمی‌شود.
انگار نبودن، شکل دیگری از حضور است... حضوری که نفس را سنگین می‌کند، شب‌ها را درازتر و لبخندها را دروغین‌تر.
و من مانده‌ام میان این همه خاطره‌ی نیمه‌جان، که نه می‌توانم فراموششان کنم، نه توان دوباره زیستنشان را دارم.»
دیدگاه ها (۰)

please PLEASE

So many signs

IM BLEEDIN

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط