{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سر زلف خودت باز مرا دار زدی

به سر زلف خودت باز مرا دار زدی
جان به در بردم و تو باز به تکرار زدی

من به دار خود و بی رحمی ات عادت کردم
تو گهی بر درو گهگاه به دیوار زدی

تو نکردی نظر رحم بر این عاشق زار
کم نیاوردی و هر مرتبه بسیار زدی

کرده ام موی سیه را همه بر دار سپید
عاقبت دشنه بر این قلب شرر بار زدی

با غم هجر تو من مردم و نابود شدم
با فراقت رقم مرگ منِ زار زدی. . .
دیدگاه ها (۱)

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯾﺖ ، ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﺳﻮﺯ ﻧﻮﺍﯾﺖ ، ﺑﯽ...

بازهم بی احتیاطی کردم و عاشق شدمگرچه رنجورم ولی این بار هم ل...

دل بریدن در میان بهت و گریه ساده نیستبوی رفتن می دهد این لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط