{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


من
می دانم روزی خواهی آمد
شانه به شانه ی من
پرشور و زنده
و می گویی که رویا نیستی
و ادعا می کنی
گرمای عشق، تن را ثابت می کند
دیدگاه ها (۱)

‌او را بگو :نسیم سیاه چشمانت را نوشیده‌امنوشیده‌ام که پیوسته...

‌شاید که عشق منگهواره ی تولـد عیسای دیگری باشد..!

‌هین سُخن تازه بگو تا دو جَهان تازه شَود . . .

‌طعنه خلق به زیبایی ما افزوده‌ست

قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیستیم...

داستایوفسکی توی کتاب تسخیر شدگان میگه:« می دانم اگر قضاوت نا...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط