{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای بر تلخی فرجام رعیت پسری ...

وای بر تلخی فرجام رعیت پسری ...
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
دیدگاه ها (۱)

تو تنها می توانی آخرین درمان من باشیو بی شک دیگران بیهوده می...

گاه آدمیتنهاتر از آن است که سکوتش می‌گوید...

منم که جور و جفا دیدم و وفا کردمتوئی که مهر و وفا دیدی و جفا...

من به اندازه ی غم های دلم پیر شدم ... از تظاهر به جوان بودن ...

من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود...! روایتی کوتاه، از دو ...

یک قدم مانده تا طلوع[بخش ۲]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط