{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساعت نزدیک ١٢ میشه اروم اروم میری رو تختت...

ساعت نزدیک ١٢ میشه اروم اروم میری رو تختت...
هنوز داری با دوستات چت میکنی میگی میخندی.
نزدیک ١میشه دوستات رفتن بخوابن.
هدفون رو میزاری رو گوشت
پلی لیست خودتو پلی میکنی▶...
خودت میمونی و تختت و یه هدفون...
یه حسی بهت دست میده....
ناخوداگاه احساس تنهایی میکنی...
حرفا و کارای یه نفرهی از جلوت رد میشه...
یه دفعه نوع اهنگات میشه دیس لاو...
با خودت میگی نه بابا چیزی نیست
که خوابم میبره یه لحظه اینجوری شدم...
میبینی اوضاعت بدتر میشه...
یه چیز سنگین میاد تو گلوت...
اهنگا تاثیرشون بیشتر میشه...
این ور اون ور تخت تو رو بهم پاس میدن...
تو فکرت میگی چیکار کنم ؟خوابم ببره...
فکر میکنی با ور رفتن با گوشیت اروم میشی...
اما بدون اراده خودت میری سمت کانورسیشن های قدیمیت...
کانورسیشن هایی که تو همون ساعت ها به جای حساس میرسید...
حرفایی که جای خالیش رو حس میکنی
میبینی گوشه چشمت اروم خیس میشه

یکم میری بالا دیگه چیزی نمیفهمی.

صبح پا میشی و یه صورت پف کرده و بالش خیس و هدفون گره خورده..


#عاشقانه
دیدگاه ها (۵)

کاش هیچوقت نبود :(

خـــــــــــــــدا جــــــونــمـ ؟؟؟⇑. . .دله بندتــــــ گــ...

ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ؟؟؟؟ ﭼﺮﺍﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯿﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ, ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ؟ ﭼﺮﺍﻭﻗﺘﯽ ...

دگر چگونه بخندد کسی که عمری را بجای آب و غذا داغ کربلا خورده...

سناریو اسلیترین

𝑲𝑨𝒀𝑶𝑵⛧𝑱𝑰𝑯𝑶𝑶𝑵 𝑰𝑵𝑻𝑬𝑹 𝑲𝑨𝑵𝑰𝒁 <☁>...

part¹¹(فردا صبح تو حیاط روی بوم عمارت ) "خدمتکار " خانم التم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط