تابستانهای کودکی ات یادت هست

تابستان‌های کودکی ات یادت هست ؟
سینی لواشک مادر بزرگ
و آن قالی آفتاب خورده‌ی روی ایوان
که آرزو داشتی پر باشد از هم بازی‌هایت ؟
و جوجه‌های رنگی که هرسال برایت می‌خریدند
آب بازی‌های یواشکی‌ات را بگو
و جیغ‌های کودکانه‌ات ...
راستی یخمک هم بود و یک دوچرخه‌ی کوچک ،
تابستان‌های کودکی‌ات بهشت بود ،‌ خوش بود
شنیده‌ام همه را فروخته‌ایی ، چه خریده‌ای ؟!
زمستان‌های بزرگسالی ؟!

#Nostálgico_Time
دیدگاه ها (۶)

شد ، شد ، نشد یه کتاب فروشی باز می کنم .🤍✨️

کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بیخیال نشستن ...

ما کودکانی هستیم که بزرگ شده‌ایم ،ولی هنوز دل در دوران کودکی...

چندتا تئوری هست که میگه : چشم یونیکورن‌ها آبی یا بنفشه ، انرژیشونو از شاخشون میگیرن و گفته میشه که فقط با لمس کردنشون هر بیماری‌ای که داریم درمان میشه و حتی جاودان میشیم !...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط