{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ³

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ³
زیر دوش آب گرم ایستاده بود..
به دیکش نگاه کرد..حتی تمایل نداشت بخاد دیکش رو لمس کنه.
هیچوقت نفهمیده بود چرا اینطوریه..چرا نیاز ج*نسی نداره؟
***
مافیا به لپ تاپ روبه روش خیره شد
عکس اون پسر روی صفحه بود..از همه چیزش خبر داشت
حتی تتوی ماه روی کمرش با اینکه اونو به هیچکس نشون نداده بود از اینکه هیچ تمایلی به برقراری رابطه ج*نسی نداره هم خبر داشت..آپارتمانی که پسر توش زندگی میکرد متعلق به خود مافیا بود و بدون اینکه پسر خودش بفهمه تحت نظر بود..با دوربین مخفی های تو خونش.
پسر از حموم اومده بود و با خیال راحت داشت لباساشو میپوشید
بدون اینکه بفهمه یکی داره نگاش میکنه.
***
درحال چک کردن خودش تو آینه بود که پیامی روی گوشیش اومد
گوشیش رو باز کرد.
«امروز بی نقص بودی»
پیام روی گوشیش رو خوند..از یه شماره ناشناس بود.
شروع کرد به تایپ کردن.
«شما؟»
«همون کسیم که بهتون گل لیلیوم داد»
نگاهش رو به میز عسلی بقل تخت داد و گل رو دید
لبخندی زد و ادامه داد
«اوه، ممنونم..ولی میشه بگین شماره منو از کجا اووردین؟»
«اینش به خودم مربوطه، در هر صورت میشه همو ببینیم؟»
«انتظار ندارین که همینطوری اعتماد کنم!؟»
«همه اولش غریبه بودن ولی بعد باهم آشنا شدن»
«من فقط یه رقصنده ام..تمایلی ندارم که همو ببینیم، ولی بابت گل متشکرم»
و بدون هیچ حرف دیگه ای آفلاین شد و گوشیش و خاموش کرد.
مرد گوشیش و با شتاب روی زمین پرت کرد و دستشو تو موهای مشکیش برد و اونارو به عقب هدایت کرد...
یونگی: ولی باز همو میبینیم پارک جیمین!
نگاهشو به پوستر پسر که به دیوار چسبیده بود داد..
درحال رقصیدن بود، نگاهش و به نوشته زیرش داد
«بی پایان روی صحنه»
پوزخندی زد و پوستر رو کند و مچاله اش کرد.
دیدگاه ها (۰)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ²رمز در رو زد و وارد خونه شد..با دیدن ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ¹بلخره انتظار ها به پایان رسید..رقصنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط