{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز ویو ا.ت

هنوز ویو ا.ت
سرش و کرد توی گردنم و بوسه های ریز ریز می زاشت ولی من فقط گریه می کردم که تیارا اومد فقط اون بلد ثمنو چجوری آروم کنه منو از بغل جیمین آورد بیرون و محکم بغلم کرد و بعدش بهم بستنی داد و تو بغل تیارا خوابم برد (بچها لزبین نیستن فقط تیارا می‌دونه که ا.ت نتونسته بچگی کنه و برای همین یه موقع هایی مجبور میشه جای خواهر بزرگ ا.ت یا مادرش باشه)
ویو جیمین
یهو اون دوستش اومد و دست ترمه رو گرفت و از بغلم کشید بیرون و محکم بغلش کرد طوری که قلنج ا.ت شکست که تیارا بهش بستنی داد و ا.ت سرش و گذاشت روی پای تیارا که خوابش برد و بعدشم اونکی دوستش سولماز اومد و اون و بغل کرد و برد اتاق که من پشمام ریخت چقدر زورشون زیاد بود
(بچها درواقع سولماز اومد تیارا ا.ت رو بلند کرد و بعدش داد به سولماز)
دیدگاه ها (۰)

ژیمناست خاصپارت ۷ویو ا.تیهو بابام و دیدم و مثل چی ترسیدم و ر...

ژیمناست خاصپارت ۶ویو ا.تآخرش ما بردیم که پرچم ایران و آوردن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط