محرم ، عاشورای تو گذشت ...عزاداری ها کردم و برای صاحب این
محرم ، عاشورای تو گذشت ...عزاداری ها کردم و برای صاحب این ماه سینه هایی زدم ...جوری که اگر کبودی سینه ها هم در این زمانه مایه فخر بود ، به آن مباهات می کردند ولی انگار هنگام ورود به مجلس حسین ، دلی که باید قفلش با نام حسین باز میشد ، به قصاب روزگار دادم تا همزمان با قربانی ها ، سر دلم را هم ببرد..حالا عاشورا رفت ، اما آن دل مرده دیگر احیا نشده است. ..گویا یک پای ارادتم لنگ است ...آری ..
این نوشته فقط درد و دل من با شما دوستان عزیزمه ...
این نوشته فقط درد و دل من با شما دوستان عزیزمه ...
- ۱.۱k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط