{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

- نگاهم کرد و گفت کم آوردی نه ؟!

- نگاهم کرد و گفت کم آوردی نه ؟!
گفتم معلوم نیست ؟!
گفت شاید .
گفتم همیشه دیوار حاشا بلنده ؛
و هزار راه برای توجیه کردن هست . . .
اما آدم باید با خودش صادق باشه .
سر خودش رو ك دیگه نمیتونه شیره بماله . میتونه !؟
شونه‌ هاش رو انداخت بالا .
گفتم کم آوردم .
این راه رو تنهایی رفتن ساده نیست .
من آدم بازی یه‌ نفره نیستم .
تنهایی مثل خوره میمونه . . .
نمیدونی از کِی شروع میشه
اما به خودت میای و میبینی ذره‌ ذره کل زندگیت رو گرفته . . .
انقدر از آدم خالی میشی ك دلت میخواد توی خیابون یه نفر . . .
سفت بغلت کنه !
تا حالا از سر بدبختی دلت خواسته کسی رو بغل کنی ؟!
سرش پایین بود و حرفی نزد .
‹ به کسی ك میخواد بره ؛
حداقل این شانس رو داری ك بگی بمون . . .
اما به کسی ك رفته . . .
امان از اونی ك رفته :)))))!🖤' ›

- پویا جمشیدی
ᥫ᭡



╰┈➤ @fatijoonii જ⁀➴ ♡

#فاطی_جوونی
#عکس_نویس
#متن_گرافی
#ویسگون
#انگیزشی
#دخترونه
#زندگی
#غم
#عشق
دیدگاه ها (۰)

اهل حاشا کردن و انکار و کتمان نیستمدوستت دارم و از حرفم پشیم...

پرسید : از عشق چه به دست آوردی ؟گفتم ؛ حالا تمام شعرهای عاشق...

- وَ در آخر شاید قسمت این بود ؛ که ما بی‌ بغل بمانیم عزیز ِ ...

از آدمایی که تو موقعیت‌ های غیر دلخواهشون هم زندگی میسازن خو...

New post.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط