Part
Part 11
خوب بلاخره پارت دادم فقط کسی برای اسم سناریو ایده ای داره؟
///////////////////////////////////////
ویو ا.ت
تا چند دقیقه فقط تو سکوت رانندگی میکرد جو خیلی سنگین بود
ریو:.... هی.. نباید سرت داد میزدم
ا.ت:... مهم نیست
ریو: خوب بگو ببین اونا چطورین؟
ا.ت: ها؟
ریو: اخلاق و شخصیت اعضای بونتن چطوریه؟
ا.ت : خوب از رئیس شون شروع میکنم اسمش سانو مانجیرو عه یه ادم بی احساس و یدنده و مغرور
ریو: چقدر اشنا
ا.ت: هی من بی احساس نیستم و دارم جدی حرف میزنم.
ریو: انگار خیلی ازش خوشت نیومده
ا.ت : معلوم
ریو: اخلاق خودت هم فک نکنم بهتر از اون باشه
*رسیدن*
به عمارت ماه خونی رسیدیم و گاعه اومد جلوم
گاعه:هی ا.ت!هه خدا رو شکر که هیچ بلایی سرت نیومده..
ا.ت: رئیس.. از کمکتون ممنونم
گاعه: به هرحال تو یکی از مدیر هایی نمیشد دست رو دست گذاشت... خوب اونا تا چند ساعت دیگه میان بهتره اماده باشید
ویو مایکی عمارت بونتن:
خوب باید به عمارت ماه خونی بریم تا حظوری با هم صحبت کنیم
*پرش زمانی*
(لباس ا.ت اسلاید دو)
ویو ا.ت:
توی اتاق جلسه بودیم. یه اتاق با پنجم های سرتا سری بود با میز بزرگ دوازده نفره بود. من یک سمت گاعه و ریو سمت دیگه ی گاعه نشینه بودیم و دوتا ی دیگه از مدیر های ماه خونی هم بودن ( اسم کم اوردم)
ریو : ارههه نباید تا الان میومدن؟
در باز شد و اومدن
ریو زمزمه کرد: نمی شد حرف نزنم
یه نگاه سرد به همشون کردم
ویو مایکی
گاعه: باعث افتخار که از نزدیک میبینمتون اقای سانو... تعجب میکنم برای رئیس به مافیای بزرگ بودن خیلی جون هستید
اومد جلو و بهم دست داد
مایکی: همچنین.. .
گاعه: خوب.. بفرمایید
روبروی گاعه نشستم . سانزو سمت چپم بود و کاکوچو سمت راستم نشست کنار سانزو هم ران و بعد ریندو و کوکو. پیش کاکوچو هم موچی و تاکئومی نشستن
گاعه: دلیلی که خواستم بیاید اینه که درباره اتحاد حرف بزنیم... درسته شما به قولتون عمل کردین و با ا. ت کاری نداشتید ولی از کجا معلوم اینا همش نقشه نباشه؟ چطور میتونید ثابت کنید قابل اعتمادین
مایکی: ما کسی بودیم که پیشنهاد اتحاد رو دادیم پس کسی که امکانش هست خیانت کنه شمایید.. پس برای همینه که کار کردن ا.ت با ما میتونه به شما هم کمک کنه که اگه ا.ت احساس کرد داریم خیانت میکنیم میتونه به شما بگه و ما هم از طریق اینکه ا.ت پیش مونه مطمعن میشیم که شما خیانت نمیکنید
ران در ذهن: هم.. مایکی داره طوری رفتار میکنه که اونا فک کنن همه چی به نفعشونه و راحت قبول کنن
ا.ت در ذهن: یچیزی درست نیست.. حس بدی دارم
گاعه: پیشنهاد خوبیه ولی فک کنم خوب بدونی با خیانت کار ها چیکار میکنیم
مایکی:...
سانزو: دقیقا ما هم همون کارو با خائن ها مون میکنیم
گاعه: بسیار خوب پس امید وارم همکاری خوبی داشته باشیم
خوب بلاخره پارت دادم فقط کسی برای اسم سناریو ایده ای داره؟
///////////////////////////////////////
ویو ا.ت
تا چند دقیقه فقط تو سکوت رانندگی میکرد جو خیلی سنگین بود
ریو:.... هی.. نباید سرت داد میزدم
ا.ت:... مهم نیست
ریو: خوب بگو ببین اونا چطورین؟
ا.ت: ها؟
ریو: اخلاق و شخصیت اعضای بونتن چطوریه؟
ا.ت : خوب از رئیس شون شروع میکنم اسمش سانو مانجیرو عه یه ادم بی احساس و یدنده و مغرور
ریو: چقدر اشنا
ا.ت: هی من بی احساس نیستم و دارم جدی حرف میزنم.
ریو: انگار خیلی ازش خوشت نیومده
ا.ت : معلوم
ریو: اخلاق خودت هم فک نکنم بهتر از اون باشه
*رسیدن*
به عمارت ماه خونی رسیدیم و گاعه اومد جلوم
گاعه:هی ا.ت!هه خدا رو شکر که هیچ بلایی سرت نیومده..
ا.ت: رئیس.. از کمکتون ممنونم
گاعه: به هرحال تو یکی از مدیر هایی نمیشد دست رو دست گذاشت... خوب اونا تا چند ساعت دیگه میان بهتره اماده باشید
ویو مایکی عمارت بونتن:
خوب باید به عمارت ماه خونی بریم تا حظوری با هم صحبت کنیم
*پرش زمانی*
(لباس ا.ت اسلاید دو)
ویو ا.ت:
توی اتاق جلسه بودیم. یه اتاق با پنجم های سرتا سری بود با میز بزرگ دوازده نفره بود. من یک سمت گاعه و ریو سمت دیگه ی گاعه نشینه بودیم و دوتا ی دیگه از مدیر های ماه خونی هم بودن ( اسم کم اوردم)
ریو : ارههه نباید تا الان میومدن؟
در باز شد و اومدن
ریو زمزمه کرد: نمی شد حرف نزنم
یه نگاه سرد به همشون کردم
ویو مایکی
گاعه: باعث افتخار که از نزدیک میبینمتون اقای سانو... تعجب میکنم برای رئیس به مافیای بزرگ بودن خیلی جون هستید
اومد جلو و بهم دست داد
مایکی: همچنین.. .
گاعه: خوب.. بفرمایید
روبروی گاعه نشستم . سانزو سمت چپم بود و کاکوچو سمت راستم نشست کنار سانزو هم ران و بعد ریندو و کوکو. پیش کاکوچو هم موچی و تاکئومی نشستن
گاعه: دلیلی که خواستم بیاید اینه که درباره اتحاد حرف بزنیم... درسته شما به قولتون عمل کردین و با ا. ت کاری نداشتید ولی از کجا معلوم اینا همش نقشه نباشه؟ چطور میتونید ثابت کنید قابل اعتمادین
مایکی: ما کسی بودیم که پیشنهاد اتحاد رو دادیم پس کسی که امکانش هست خیانت کنه شمایید.. پس برای همینه که کار کردن ا.ت با ما میتونه به شما هم کمک کنه که اگه ا.ت احساس کرد داریم خیانت میکنیم میتونه به شما بگه و ما هم از طریق اینکه ا.ت پیش مونه مطمعن میشیم که شما خیانت نمیکنید
ران در ذهن: هم.. مایکی داره طوری رفتار میکنه که اونا فک کنن همه چی به نفعشونه و راحت قبول کنن
ا.ت در ذهن: یچیزی درست نیست.. حس بدی دارم
گاعه: پیشنهاد خوبیه ولی فک کنم خوب بدونی با خیانت کار ها چیکار میکنیم
مایکی:...
سانزو: دقیقا ما هم همون کارو با خائن ها مون میکنیم
گاعه: بسیار خوب پس امید وارم همکاری خوبی داشته باشیم
- ۶۵۳
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط