{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمریست شعر و غزل وصفِ دلبر است

عمریست شعر و غزل وصفِ دلبر است
شعرم تمام قصه ی عشقِ مصور است
دلدادگی بهانه ی هر بیت بیت آن
شعرم برای وصفِ جمال تو ابتر است
طی شد تمامِ عمر به نوشتن ز وصل و هجر
امیدِ وصل از غمِ هجرِ تو بهتر است
چشمم سیاه گشته به در بس که خیره شد
بختِ من و سیاهی مویت برابر است
شاعر که نزدِ تو لکنت گرفته بود
یک گوشه ای به شعر نشسته، سخنور است
در پیشگاه تو فلج شده، رعشه گرفته بود
دریای شعر دیده و اینسان شناگر است
پنهان نموده عشق خودش را درون شعر
در لابلای بیت غزل ها دلاور است
شاعر قلم به دست و سراید ز وصف او
او دست در بر عشقی که همسر است
#احمد_نیکدل
#ویژه_همسرانه
دیدگاه ها (۱)

میخواستم غزال‌شوی در غزل نشدچشمت به مصرعِ غزلِ من بدل نشدمی ...

اے ڪه از معجزه‌ے عشق تو شاعر شده‌امبه غزلخوانیِ چشمان تو فاخ...

دفتر شعر من ای دوست، ز تو نام گرفتقلمم از رخ زیبای تو الهام...

دفتر شعر من ای دوست ز تو نام گرفتقلمم از زخ زیبای تو الهام گ...

دوباره شعر سراغی ز بیکرانه گرفت و آسمان غزلها تو را بهانه گر...

تقدیم جانانم🌸🧿❤💞دفتر شعر من ای یار ، ز تو نام گرفتقلمم از زخ...

تقدیم یگانه دلیل زندگیم❤❤امشب بیاد خاطرت شعر و غزل سر میکنمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط