{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای دم کن با محبت میهمانت میشوم

چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
من همان قند دو پهلوی لبانت میشوم

در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم

یک اشاره از تو بنیادِ دلم را میکٓند
گر تو خواهی بهتر از جان جهانت میشوم

ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را
آنقدر میخواهمت آهو ، شبانت میشوم

شب شدی تو ماه تابم ، روز خورشید منی
مهربانی دیدم از تو ، مهربانت میشوم

چشمهء عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریاییّ و من آب روانت میشوم

گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
دیدگاه ها (۳)

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی خ...

قصد دارم غزلم را به تو تقدیم کنمشاه بیت غزلم را ، ز ، تو ترس...

مهربانی خواندم از طرز نگاهت بارهادوستت دارم عزیزم با همین مع...

قسم به این دل ویران دلم هوای توداردبه این دو دیده گریان دلم ...

چای دم كن با محبت ميهمانت ميشومैمن همان قند دو پهلوی لبانت م...

دعوتم کن عاشقانه میهمانت میشومتو همان جانان من هستی که جانت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط