به یاد آر در کنار من:
به یاد آر در کنار من:
آسمان پاریس، آن خزانگلِ حسرتِ عظیم
دلها را خریدیم
از دختر گلفروش:
آبی بودند و
شکوفیدند در آب.
در چاردیوارمان باران گرفت
همسایهمان از در درآمد؛ زارْ مردی نزار: آقای لوسانژ
ورقبازی کردیم:
من مردمانِ چشمانام را باختم
تو زلفانات را به من دادی
زلفانات را به باد دادم
او،
در هم شکست ما را
و سمتِ بیرون رفت،
باران در قفاش.
ما مُرده بودیم
و میتوانستیم نفس بکشیم.
پل سلان
آسمان پاریس، آن خزانگلِ حسرتِ عظیم
دلها را خریدیم
از دختر گلفروش:
آبی بودند و
شکوفیدند در آب.
در چاردیوارمان باران گرفت
همسایهمان از در درآمد؛ زارْ مردی نزار: آقای لوسانژ
ورقبازی کردیم:
من مردمانِ چشمانام را باختم
تو زلفانات را به من دادی
زلفانات را به باد دادم
او،
در هم شکست ما را
و سمتِ بیرون رفت،
باران در قفاش.
ما مُرده بودیم
و میتوانستیم نفس بکشیم.
پل سلان
- ۹۱
- ۱۷ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط