حکشدهبرقلبکشوردوست همسایه عزیزم
💚 #حک_شده_بر_قلب_کشوردوست | *همسایه عزیزم *
▪️ به کسی نمیگفتم با شما همسایهایم. سعی میکردم طوری باشم که شبیه شما نباشم. وقتی مغازهدار محله میگفت: «با این همه نگهبان آسایش کل محل رو گرفتن.» سکوت میکردم که یعنی موافقم. وقتی راننده تاکسی من را پیاده میکرد و میگفت: «خودش رو قایم کرده چهل طبقه زیرزمین.» حرفشان را باور میکردم.
▫️ آن روزی که محله را زدند صبح زود رفته بودم سرکار. یقین داشتم فرار کردهاید کشور دیگری یا توی پناهگاهی خارج از شهر. یقینی که یکروز بعد تبدیل به عذابوجدان شده بود. شما همینجا بودید، نزدیک خانهی ما و باقی هممحلیها. حالا با این عذاب چهل روزه چه کنم؟! برای پیداکردن نسبت خودم با شما چه کلمهای جفتوجور کنم؟! همین را مینویسم: «آقاجان! همسایه عزیزم.» اگر همسایهی ناسازگارتان را ببخشید، حق همسایگی را تمام کردهاید؛ درست مثل همان روزی که فهمیدم سالهاست سایهی کسی بالای سرم بوده که من حتی از بردن نامش کنار نام خودم واهمه داشتم. شما در پناهگاه نبودید، شما خودِ پناهگاه بودید.
📅 شماره ٨
✍🏻 فاطمهسادات موسوی
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
▪️ به کسی نمیگفتم با شما همسایهایم. سعی میکردم طوری باشم که شبیه شما نباشم. وقتی مغازهدار محله میگفت: «با این همه نگهبان آسایش کل محل رو گرفتن.» سکوت میکردم که یعنی موافقم. وقتی راننده تاکسی من را پیاده میکرد و میگفت: «خودش رو قایم کرده چهل طبقه زیرزمین.» حرفشان را باور میکردم.
▫️ آن روزی که محله را زدند صبح زود رفته بودم سرکار. یقین داشتم فرار کردهاید کشور دیگری یا توی پناهگاهی خارج از شهر. یقینی که یکروز بعد تبدیل به عذابوجدان شده بود. شما همینجا بودید، نزدیک خانهی ما و باقی هممحلیها. حالا با این عذاب چهل روزه چه کنم؟! برای پیداکردن نسبت خودم با شما چه کلمهای جفتوجور کنم؟! همین را مینویسم: «آقاجان! همسایه عزیزم.» اگر همسایهی ناسازگارتان را ببخشید، حق همسایگی را تمام کردهاید؛ درست مثل همان روزی که فهمیدم سالهاست سایهی کسی بالای سرم بوده که من حتی از بردن نامش کنار نام خودم واهمه داشتم. شما در پناهگاه نبودید، شما خودِ پناهگاه بودید.
📅 شماره ٨
✍🏻 فاطمهسادات موسوی
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
- ۷۶۲
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط