بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به الهام چرخنده بانویی که امام و رهبرم خامنه ای کبیر نامش را زهرایی گذاشت...
شیرزنی که در فضای گرفته و عفن روشنفکری سپر جبهه ی نور شد و تیر طعن و خشم چوب و تهدید آنانی که نعره ی "زنده باد مخالف من"شان گوش فلک را کر کرده است،
از پایش نیفکند
گرچه قلبش که حالا گنجینه ای از غم علوی ع شده است چند روزی میهمان بستر بیماری بود
بانویی که مادر شهید میگویدش از تو راضی ام دخترم...
الهام زهرایی بانوی خوبم سلام...
مدتیست که رویش انقلابی تو فضای جانم را معطر کرده
ولی واژه هایم آنگونه که باید حق کلام را ادا نمیکنند
انقلاب مشکین تو الهامی از مأذنه ی ایمان بود،
برای آنانکه هنوز خرده معرفتی شان مانده و ذره عقل و انصافی
و برای آنانکه نام مبارک زهرا سلام الله علیها
پرچمی از پاره ی آفتاب حقیقتست در مسیر شدنشان
بانوی زهرایی...
دم از علی ع و استمرار ولایت علی ع زدن شجاعت و شرفی میخواهد که هزار مرد مدعی ندارند
یکه و تنها بی آنکه تکیه بر پناهی زده باشی
از مفهومی دم زده ای که گرگان کمین نشسته ی بزدل در صدد گران تمام شدن آنند برای موذنان حقیقت
و کسی را پدر خویش خوانده ای که هزار دشنه و شمشیر کفر و تزویر
تشنه ی بر نیزه شدن سلسله ی اصول الهی اوست
بانوی عزیز...
الهام زهرایی...
لشکر خدا گرچه متفرق، چون انگشتان دست درهم رفته پیوسته است
دل اهالی ولا با هم است
که محور ما نه منیتها و برداشتها و هواهای مزین نفس ماست
که آرمان و محور و امید و راه و مقصد ما الله است...
خانم زهرایی بسیار عزیزم
براتون از خداوند بزرگ عزت الهی و اطمینان قلبی طلب میکنم...
یا زهرا
تقدیم به الهام چرخنده بانویی که امام و رهبرم خامنه ای کبیر نامش را زهرایی گذاشت...
شیرزنی که در فضای گرفته و عفن روشنفکری سپر جبهه ی نور شد و تیر طعن و خشم چوب و تهدید آنانی که نعره ی "زنده باد مخالف من"شان گوش فلک را کر کرده است،
از پایش نیفکند
گرچه قلبش که حالا گنجینه ای از غم علوی ع شده است چند روزی میهمان بستر بیماری بود
بانویی که مادر شهید میگویدش از تو راضی ام دخترم...
الهام زهرایی بانوی خوبم سلام...
مدتیست که رویش انقلابی تو فضای جانم را معطر کرده
ولی واژه هایم آنگونه که باید حق کلام را ادا نمیکنند
انقلاب مشکین تو الهامی از مأذنه ی ایمان بود،
برای آنانکه هنوز خرده معرفتی شان مانده و ذره عقل و انصافی
و برای آنانکه نام مبارک زهرا سلام الله علیها
پرچمی از پاره ی آفتاب حقیقتست در مسیر شدنشان
بانوی زهرایی...
دم از علی ع و استمرار ولایت علی ع زدن شجاعت و شرفی میخواهد که هزار مرد مدعی ندارند
یکه و تنها بی آنکه تکیه بر پناهی زده باشی
از مفهومی دم زده ای که گرگان کمین نشسته ی بزدل در صدد گران تمام شدن آنند برای موذنان حقیقت
و کسی را پدر خویش خوانده ای که هزار دشنه و شمشیر کفر و تزویر
تشنه ی بر نیزه شدن سلسله ی اصول الهی اوست
بانوی عزیز...
الهام زهرایی...
لشکر خدا گرچه متفرق، چون انگشتان دست درهم رفته پیوسته است
دل اهالی ولا با هم است
که محور ما نه منیتها و برداشتها و هواهای مزین نفس ماست
که آرمان و محور و امید و راه و مقصد ما الله است...
خانم زهرایی بسیار عزیزم
براتون از خداوند بزرگ عزت الهی و اطمینان قلبی طلب میکنم...
یا زهرا
- ۱.۸k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط