{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب قدراز خم توحید شرابم دادند

شب قدر از خم توحید شرابم دادند
تشنه لب بودم آب از می نابم دادند
العطش گفتم و نوشیدم از آن باده ناب
تا نجات از عطش روز حسابم دادند
دیدگاه ها (۱۹)

تا کی بترسم از رفتنت ؟ تا کی بترسم از روزهای نداشتنت ؟ و هر ...

مراقب خودت باش" این جمله ایست که تمام دوست داشتن آدمها را نس...

من از عمق وجود خود خدایم را صدا کردمنمیدانم چه میخواهی ولی ا...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط