گـاهی دلم میـخواهدخودم را درونِ آغوشت حَل کُنمولـیندارمـَتآغوشت را ندارم .. !کِز میـکنم گوشه یِ تنهـایی ـَموبجایِ آغوشتهر روزدرون بُغض هایـم غرق میـشوم .. !