{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوآ ویو ساعت صبح بید با صدایه زنگ گوشیم بیدار شدم الفس

سوآ ویو: ساعت ۷ صبح بید با صدایه زنگ گوشیم بیدار شدم الفسو بود
الفسو:سلام خانم؟امروز با پادشاه جئون جلسه دارید
سوآ:آه بازم...اون مرتیکه؟
الفسو:اینجوری نگید شما ها بر ترین باند هارو دارین و باید باهم اوکی باشید راستی به قیر از پادشاه جئون ....سوهو هم میاد
سوآ:چی ؟؟؟؟اون با اون بلایی که سرم آورد مگه نباید اخراج شه
الفسو:پدر مستر جئون اسرار به نگه داشتن اون کرده
سوآ:باشه قطع میکنم
سوا ویو:خب سوهو وقتی من اولین بار وارد باند شدم میخواست بهم ت*جاوز کنه که جئون جلوشو گرفت از اون موقع دیگه ندیدمشون از همشون متنفرممم
رفتم حموم و بعد از خشک کردن موهام....
دیدگاه ها (۰)

رفتم بیرون چشمم به یه لباس خیلی قشنگ اسلاید۲+همینو برام باک...

اسلاید دوو قراره عکس رمان شهه

پروف تغیر یافته گم نکنید

خوب دوبله کردم صدام به خواطر سرما خوردگی گرفته بید

پلیس مخفی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط