پارت یازده
پارت یازده
(یک ساعت بعد) . لورد بایکانی شما واقعا شجاع هستین % آره خیلی بعد بهش گفتم اگه ، (زیر لب داره میگه منظورش دیاناست) چه دختری + عزیزم بیا بقلم % فکر خوبیه عزیزم (دیانا داره با جیمین حرف میزنه ولی اون فکر میکنه دیانا عاشقشه) ^ شلوار بهت میاد چقدر رفتی اونجا + میشه راجب اون داخل حرف بزنیم ^ باشه + لورد بایکانی چه افتخاری فرست آشنایی نداشتیم % هه تا حالا سابقه نداشته ی زن شلوار بپوشه ^ معرفی میکنم بایکانی همسرم دیانا ، دیانا لورد بایکانی + از آشنایی با شما خوشبختم % ممنم همینطور الان باید چی صداتون کنم عالیجناب یا ملکه + در قلعه میتونید من رو ملکه صدا کنید > دیانا بهت نیاز داریم + چی شده الویا > لولا + از اول بگو یعنی چی = همین دیگه اومدم توی اتاق جسد جولین رو پیدا کردم (با گریه) . ^ خب نگفتی چی شد + رفتم داخل خونه ی صاحب می خونه اون همون کسی بود که بهم تعرض کرد ^ چی خخب الان کجاست + کشتمش . (دو روز بعد ) & گل های صورتی رو اونجا وصل کن آبی ها رو اون طرف وصل کن بنفش هارو اون طرف + اوی لورد منت گومری ÷ معرفی میکنم همسرم کلود + تو متاهلی خاک تو سرت . ^ الیزابت ♧ برادر پادشاه شدی ، دادشی تغییر کردی دیگه هوسوک سابق نیستی
د یا نا چقدر خوشگل شدی آخرین باری کی دیدمت خیلی لاغر بودی نکنه بارداری + خدایا منو گوجه کن تنها چیزی که به فکرت رسید همینه ♧ ببینید کیو با خودم آوردم شارلوت / خیلی وقت از اون زمان گذشته ^ البته + چی شد چرا حالت گرفته شد ^ چیزی نیست + مهمونی فرداست شارلوت دوست دارم تو هم توش باشی / البته علیا حضرت 😈🤭 ، زنتم دختر ساده لوح و خوبیه آخی ^ بهت دستور میدم به دیانا نزدیک نشو (روز بعد) / وای این رقص جدیده ؟ + بله اگه بخای میتونی با ما برقصی & راستی لولا چطوره + خیلی خیلی افسرده . (دو ساعت بعد ) & اوی شارلوت تو چرا آماده نشدی مهمونی الان شروع میشه # اوی دیانا بشکونم بگیر اون ماریاست + آره خودشه # ازش متنفرم + انتظار نداشتم نباشی چون معشوقه شوهرت بود اما به من کمک کرد تا از نقشه بد شما راجب مردمم با خبر بشم # الان پونصد برابر بیشتر ازش متنفرم اوی پیر شده تصیح میکنم خیلی خیلی پیر و شکسته شده . + داشتم میرفتم که جیمین و شارلوت رو اون پشت دیدم داشتن باهم چیکار میکردن / میتونیم باهم آینده زیبایی رو تجربه کنیم مثل قبل ^ اون فقط ی شب بود . (شارلوت جیمین رو میبوسه) + خدای من این امکان نداره ^ تو با خودت چه فکری کردی که اینکارو میکنی ؟ از این قلعه برو حتی از آمریکا برو نمیخوام دیانا رو ناراحت کنی چیزی نمیفهمه . ^ چیه چرا خبرم کردی + بخاطر عشقت ^ منظورت چیه ؟ + نقش بازی نکن دیدم که تو و شارلوت همو بوسیدین ^ برات توضیح میدم + نیازی نیست میدونم چی اتفاقی افتاده دیدم .
(یک ساعت بعد) . لورد بایکانی شما واقعا شجاع هستین % آره خیلی بعد بهش گفتم اگه ، (زیر لب داره میگه منظورش دیاناست) چه دختری + عزیزم بیا بقلم % فکر خوبیه عزیزم (دیانا داره با جیمین حرف میزنه ولی اون فکر میکنه دیانا عاشقشه) ^ شلوار بهت میاد چقدر رفتی اونجا + میشه راجب اون داخل حرف بزنیم ^ باشه + لورد بایکانی چه افتخاری فرست آشنایی نداشتیم % هه تا حالا سابقه نداشته ی زن شلوار بپوشه ^ معرفی میکنم بایکانی همسرم دیانا ، دیانا لورد بایکانی + از آشنایی با شما خوشبختم % ممنم همینطور الان باید چی صداتون کنم عالیجناب یا ملکه + در قلعه میتونید من رو ملکه صدا کنید > دیانا بهت نیاز داریم + چی شده الویا > لولا + از اول بگو یعنی چی = همین دیگه اومدم توی اتاق جسد جولین رو پیدا کردم (با گریه) . ^ خب نگفتی چی شد + رفتم داخل خونه ی صاحب می خونه اون همون کسی بود که بهم تعرض کرد ^ چی خخب الان کجاست + کشتمش . (دو روز بعد ) & گل های صورتی رو اونجا وصل کن آبی ها رو اون طرف وصل کن بنفش هارو اون طرف + اوی لورد منت گومری ÷ معرفی میکنم همسرم کلود + تو متاهلی خاک تو سرت . ^ الیزابت ♧ برادر پادشاه شدی ، دادشی تغییر کردی دیگه هوسوک سابق نیستی
د یا نا چقدر خوشگل شدی آخرین باری کی دیدمت خیلی لاغر بودی نکنه بارداری + خدایا منو گوجه کن تنها چیزی که به فکرت رسید همینه ♧ ببینید کیو با خودم آوردم شارلوت / خیلی وقت از اون زمان گذشته ^ البته + چی شد چرا حالت گرفته شد ^ چیزی نیست + مهمونی فرداست شارلوت دوست دارم تو هم توش باشی / البته علیا حضرت 😈🤭 ، زنتم دختر ساده لوح و خوبیه آخی ^ بهت دستور میدم به دیانا نزدیک نشو (روز بعد) / وای این رقص جدیده ؟ + بله اگه بخای میتونی با ما برقصی & راستی لولا چطوره + خیلی خیلی افسرده . (دو ساعت بعد ) & اوی شارلوت تو چرا آماده نشدی مهمونی الان شروع میشه # اوی دیانا بشکونم بگیر اون ماریاست + آره خودشه # ازش متنفرم + انتظار نداشتم نباشی چون معشوقه شوهرت بود اما به من کمک کرد تا از نقشه بد شما راجب مردمم با خبر بشم # الان پونصد برابر بیشتر ازش متنفرم اوی پیر شده تصیح میکنم خیلی خیلی پیر و شکسته شده . + داشتم میرفتم که جیمین و شارلوت رو اون پشت دیدم داشتن باهم چیکار میکردن / میتونیم باهم آینده زیبایی رو تجربه کنیم مثل قبل ^ اون فقط ی شب بود . (شارلوت جیمین رو میبوسه) + خدای من این امکان نداره ^ تو با خودت چه فکری کردی که اینکارو میکنی ؟ از این قلعه برو حتی از آمریکا برو نمیخوام دیانا رو ناراحت کنی چیزی نمیفهمه . ^ چیه چرا خبرم کردی + بخاطر عشقت ^ منظورت چیه ؟ + نقش بازی نکن دیدم که تو و شارلوت همو بوسیدین ^ برات توضیح میدم + نیازی نیست میدونم چی اتفاقی افتاده دیدم .
- ۷.۷k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط