{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیق

رفیق

شب هایم دیگر صبح نمیشود

روزهایم هم شب شده اند

دیگر هیچ طعمی لبخند بر لبانم نمی نشاند

همه چیز طعم تلخی گذشته های دور و

طعم ترس از اینده های مبهم میدهد

روزهاست دیگر نه سخن میگویم و

نه همسخنی می جویم.....

گاهی با ان تکه سنگ که در زیر ان بخواب رفته ای سخن میگویم

کاش بیدار میشدی و باز جوابم را میدادی....

یا کاش من هم در کنار تو به ارامش برسم

خسته ام......دنیا جای من نیست....
دیدگاه ها (۱)

هوا سرد استمن از عشق لبریزمچنان گرممچنان با یاد تو در خویش س...

دوستان لطفا لایک و دنبالم کنیدمنتظر لایک و کامنتاتون هستم

مَن دُختَرَم،خالِقَم به نامَم سوره نازِل کَرد،،مِترو بَرایَم...

بَم زلزله شد،،ما زودتر از همه رفتیم،ارومیه خشک شد ،،ما زودتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط