{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💡 :

💡 :
امید را از نجاری آموختم،

که مغازه اش سوخت،

ولی او با همان چوب های

سوخته مغازه ذغال فروشی باز کرد

🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

مادرش تو واتس آپ وتلگرام گمشدهخخخخ

Part 30:....ALEXANDER:....داشتیم همینجوری می‌خندیدیم ،صاحب م...

"𝘋𝘦𝘴𝘵𝘪𝘯𝘺 𝘦𝘯𝘨𝘳𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘱𝘦𝘵𝘢𝘭★" | 𝘗𝘢𝘳𝘵 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط