عشق در نگاه اول....
پارت ۸🪄
که دیدم یکی اومد سمتم و دستمو کشید این دیگه کیه...
_هی تو کی هستی برا چی منو با خودت میبری
/به تو چه بیا دنبالمو زر نزن
_باشه بابا چته وحشی ارومتر
به سمت کنج مدرسه بردم یا خدا چرا تاحالا اینجا رو ندیدم...
_چی تویه عوضی اینجا چیکار میکنی
×هه خودت اومدی
_صب کن تو تو زیر دست اینی
/اره مشکلی داری باهاش؟؟
_ولم کن میخوام برم
که منو گرفتو کوبید به زمین...
_آخخخخ وحشی مرض داریییی
×هرچی که داد بزنی کسی نمیاد کمکت بچه
_چی
که اولین مشتشو زد به صورت نازنینم...
_اخخخخ(ایییی بمیرم برات)
_ولی کنننن هق هق هقق
×خفه
و دوباره زد و دوباره و دوباره که دیگه از شدت ضربه هاش صورتم به کبودی میزد...
_ت...تروخدا ول...ولم کن هق هق هققق هققق
×ولش کنین و تن و لشش و ببرین درمانگاه مدرسه
/چشم
که میخواستن منو بلند کنن ببرن که دیگه همه جا سیاه شدو هیچی نفهمیدم....
ویو یونگی...
هرچقد که تو توانم بود بهش مشت زدم که آخر سر با ناله گفت ولش کنم دلم به درد اومد براش برا همین ولش کردم میخواستن بلندش کنن که بیهوش شد و افتاد توی بغلم....
yona_park
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.