برای عرض ارادت به یار راه افتاد

برای عرض ارادت به یار راه افتاد
درست چند دقیقه به چار راه افتاد

در ازدحام خیابان به راهبندان خورد
وَ قبل از اینکه بیاید،قطار راه افتاد

دوید خیس عرق سمت پنجره فولاد
رسید،گریه بی اختیار راه افتاد

همین که گفت به پهلوی مادرت حس کرد
کنار پنجره فولاد کار راه افتاد

تمام راه دو چشمم دو ابر باران بود
خلاصه چشم که وا کرد مرز مهران بود

شاعر : #علی_زمانیان
دیدگاه ها (۱)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

برای عرض ارادت به یار راه افتاددرست چند دقیقه به چار راه افت...

برای عرض ارادت به یار راه افتاددرست چند دقیقه به چهار راه اف...

نگاه می‌کنم از آینه خیابان راو ناگزیری باران و راهبندان را"م...

نگاه می‌کنم از آینه خیابان راو ناگزیری باران و راهبندان را"م...

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

نگاه می کنم از آینه خیابان راو ناگزیری باران و راهبندان را"م...

کپشن حتما خوانده شود...:/!

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

شرلوک*Sherlock part 33(4)🌀✒️فردا شب، ساعت هشت و نیم. باران م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط