قدم سوم...
قدم سوم...
اطاعت از ولایت فقیه!؟؟؟!..چرا؟؟!!..
پیامبربزرگوار اسلام زمانی در میان یاران خود نشسته بودند وفرمودند: " خدایا جانشینان مرا رحمت کن ". عرض شد جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: " کسانی که بعد از من احادیث و سنت مرا برای مردم روایت می کنند" (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 1376، ص591 ).
علامه نراقی در این مورد استدلال جالبی دارد. ایشان می گویند: " به این مثال توجه کنید! هرگاه حاکم یا سلطان یک ناحیه بخواهد مسافرتی به جائی داشته باشد و بعد از ذکر بسیاری از فضائل، به شخصی بگوید: فلان شخص خلیفه من، به منزله من، مثل من، امین من، و متکفل رعایای من و حاکم و حجت از جانب من، مرجع جمیع حوادث و مجرای امور و احکام شما است، آیا شکی باقی می ماند که قائم مقام او تمام اختیارات سلطان در اداره امور رعیت آن نواحی به جز موارد استثنا شده را دارد؟ "( موارد استثنا شده نزد برخی از فقهاء جهاد ابتدائی است). ایشان در همین بحث نتیجه می گیرد که وقتی پیامبر یا امام معصوم ع درمورد شخصی چنین مطالبی را گفتند چنین می فهمیم که هر آنچه از آن پیامبر یا امام معصوم ع مربوط به امور مردم یا امت بوده، برای چنین شخصی نیزبدون شک ثابت خواهد بود.( احمد النراقی، عوائد الایام، 1408، ص 188).
علاوه بر این امام زمان ع درپاسخ نامه اسحاق بن یعقوب ( یکی از شیعیان ) درمورد این که در عدم دسترسی به شما در امورلازمه به چه کسی مراجعه داشته باشیم؟ امام فرمودند: " درهر حادثه ای که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه داشته باشید. به درستی که آنها حجت من برشما هستند ومن حجت خدا برایشان می باشم" (الحر العاملی، وسائل الشیعه، بی تا، بیروت، ج6، ص335).
صاحب کتاب فقهی جواهر الکلام ( محمد حسن نجفی) می گوید: " مراد از این حدیث این است که فقیهان در جمیع آنچه من حجت هستم ، حجت من بر شما هستند مگر آن چیزهائی که با دلیل خارج شود" ( محمد حسن النجفی، جواهر الکلام، ج21، بیروت، بی تا، ص 396و 397 ).
درقرآن اما، خداوند وقتی می فرماید: " ازاولی الامر اطاعت کنید" ( نساء، 59)
به عقیده اکثر به اتفاق مفسرین شیعه اولی الامرمنحصربه ائمه معصومین می باشد که اطاعت از آنها واجب است. بنابر این وقتی می فرمایند: " من فقیه را بر شما حاکم قرار دادم، پس اگر بنا بر دستورهای ما برای شما حکمی صادرکرد وافرادی از او نپذیرفتند، بدانند که حکم خدا را ضعیف وما را رد کرده اند وکسی که ما را رد کند ، مثل این است که خدا را رد کرده است که این در حد شرک به خداوند است "
( الحرالعاملی، وسائل الشیعه، بیروت، ج 18، ص 99)
بدون شک اطاعت از فرامین فقیه واجب می شود زیرا در غیر این صورت رد حرف ائمه خواهد شد.
ادامه دارد...
اطاعت از ولایت فقیه!؟؟؟!..چرا؟؟!!..
پیامبربزرگوار اسلام زمانی در میان یاران خود نشسته بودند وفرمودند: " خدایا جانشینان مرا رحمت کن ". عرض شد جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: " کسانی که بعد از من احادیث و سنت مرا برای مردم روایت می کنند" (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 1376، ص591 ).
علامه نراقی در این مورد استدلال جالبی دارد. ایشان می گویند: " به این مثال توجه کنید! هرگاه حاکم یا سلطان یک ناحیه بخواهد مسافرتی به جائی داشته باشد و بعد از ذکر بسیاری از فضائل، به شخصی بگوید: فلان شخص خلیفه من، به منزله من، مثل من، امین من، و متکفل رعایای من و حاکم و حجت از جانب من، مرجع جمیع حوادث و مجرای امور و احکام شما است، آیا شکی باقی می ماند که قائم مقام او تمام اختیارات سلطان در اداره امور رعیت آن نواحی به جز موارد استثنا شده را دارد؟ "( موارد استثنا شده نزد برخی از فقهاء جهاد ابتدائی است). ایشان در همین بحث نتیجه می گیرد که وقتی پیامبر یا امام معصوم ع درمورد شخصی چنین مطالبی را گفتند چنین می فهمیم که هر آنچه از آن پیامبر یا امام معصوم ع مربوط به امور مردم یا امت بوده، برای چنین شخصی نیزبدون شک ثابت خواهد بود.( احمد النراقی، عوائد الایام، 1408، ص 188).
علاوه بر این امام زمان ع درپاسخ نامه اسحاق بن یعقوب ( یکی از شیعیان ) درمورد این که در عدم دسترسی به شما در امورلازمه به چه کسی مراجعه داشته باشیم؟ امام فرمودند: " درهر حادثه ای که برای شما پیش می آید به راویان احادیث ما مراجعه داشته باشید. به درستی که آنها حجت من برشما هستند ومن حجت خدا برایشان می باشم" (الحر العاملی، وسائل الشیعه، بی تا، بیروت، ج6، ص335).
صاحب کتاب فقهی جواهر الکلام ( محمد حسن نجفی) می گوید: " مراد از این حدیث این است که فقیهان در جمیع آنچه من حجت هستم ، حجت من بر شما هستند مگر آن چیزهائی که با دلیل خارج شود" ( محمد حسن النجفی، جواهر الکلام، ج21، بیروت، بی تا، ص 396و 397 ).
درقرآن اما، خداوند وقتی می فرماید: " ازاولی الامر اطاعت کنید" ( نساء، 59)
به عقیده اکثر به اتفاق مفسرین شیعه اولی الامرمنحصربه ائمه معصومین می باشد که اطاعت از آنها واجب است. بنابر این وقتی می فرمایند: " من فقیه را بر شما حاکم قرار دادم، پس اگر بنا بر دستورهای ما برای شما حکمی صادرکرد وافرادی از او نپذیرفتند، بدانند که حکم خدا را ضعیف وما را رد کرده اند وکسی که ما را رد کند ، مثل این است که خدا را رد کرده است که این در حد شرک به خداوند است "
( الحرالعاملی، وسائل الشیعه، بیروت، ج 18، ص 99)
بدون شک اطاعت از فرامین فقیه واجب می شود زیرا در غیر این صورت رد حرف ائمه خواهد شد.
ادامه دارد...
- ۶۷۷
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط