{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏🐰

‏🐰

[ ۰۱:۵۶ به وقت کره]

ها... رفتم حموم که دوش بگیرم،
ولی دو تا سوسک منتظرم بودن.
آخه چرا...
روی دستکش‌های لاستیکی، دستکش یک‌بارمصرف هم پوشیدم.
ها...
واقعاً شعله‌افکن نداریم؟
ریچارد گفت نمی‌تونه بخوردشون.
ها... شاید باید اسباب‌کشی کنم.
اصلاً با چی بگیرمشون؟
فعلاً رفتم به جنگشون.
بردم.
واقعاً با تن لرزون و جیغ‌کشون گرفتمشون.
ها...
دستمال توالت پهن کردم،
دستکش یک‌بارمصرف پوشیدم، روش دستکش لاستیکی، بعد دوباره روش دستکش یک‌بارمصرف.
و همون‌طور که توی بوکس یاد گرفتم...
یک، دو، ضربه!
اینا مگه زوج بودن؟
چرا دوتایی این‌ور و اون‌ور می‌خزیدن؟
‏;;;;
ها... ;;;;
در هر صورت، فرستادمشون اون دنیا.
اولش هر دو داخل قسمت دوش بودن،
ولی تا داشتم خودمو برای نبرد آماده می‌کردم، یکی‌شون دوید جلوی در حموم.
اما قبل از اینکه در رو باز کنم، یه حس عجیبی داشتم، برای همین خوب شد اول چک کردم.
اووف...
ها... دلم نمی‌خواد جایی دوش بگیرم که اونا بودن.
واقعاً چیزی نیست...
مثلاً یه ضدعفونی‌کننده؟
دیدگاه ها (۰)

‏🐺[ ۰۰:۳۰ به وقت کره]•عکس•ببخشید، سرم خیلی شلوغ بود ㅠㅠㅠㅠㅠㅠㅠㅠ...

‏🐺[۲۱:۰۹ به وقت کره]عکس‌های Fendi رو دیدی؟؟این دفعه که توی ر...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ۷(فیلکس+ هبونجین_)هیونجین داشت دوش م...

Part⁵ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط