{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز مرا نمی شناسی

هنوز مرا نمی شناسی
نگاهم که می کنی
پشت پلک هایت
برف می بارد
آن قدر که من
چشم می دزدم و برق نگاهم را
در چهارشنبه بازار
به حراج می گذارم

هنوز از الفبای اسمم می ترسی
و فکر می کنی
«ک» اگر آخر اسمی بیاید
کوچکش می کند
نمی دانی عشق کوچک و بزرگ نمی شناسد
نمی دانی عشق آدم را بزرگ می کند
کینه آدم را حقیر

هنوز وقتی می خوابی
از ترس این که خواب مرا ببینی
آرزو هایت را دود می کنی
و در مه فراموشی غلت می زنی
تا ‌خوابت ببرد
حتی قرص ها هم نمی توانند
کابوس تو را
به رویا بدل کنند

تو همیشه می ترسی
و از ترس افتادن
از نردبان زمین پایین می روی
تا قبل از این که به چاه بیفتی
چاه را اندازه گرفته باشی!
دیدگاه ها (۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

عاشقانه های شبنم

پارت معرفی

موسیقی

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

#my.FUCKER.mafai. part6فیلیکس با چشمانی باز، اما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط