نحححح تموم شد
نحححح تموم شد
وقعا چرا با وجود این همه موفقیت بازم ریدم
چرا دستش رو عن زدم
اکارین رو اپ کردم . . .
چون بزرگتر شده . . .
هعب بیو بدم . . .
بیو :
اسم : اکارین
ولی ما اکرین تلفضش میکنیم
فامیل : کیبوتسوجی . . . شاید
سن : ۳۴
قد : ۱۸۰ c.m
وزن : ۵۶ k.g
تایپ : entp
نژاد : اهریمن
ملیت : ژاپن
بستگان :
میری یوکومی / مادر / مرده
موزان کیبوتسوجی / پدر خوانده / مرده
مارینا / مادر خوانده / مرده
لیو کیبوتسوجی / برادر خوانده / زنده
ساکورا کیبوتسوجی / خواهر خوانده / زنده
ساداکو کیبوتسوجی / خواهر خوانده / زنده
کاتسومی موری / همسر 🗿😑
رتبه : رده بالای پنجم
هنر خون عقرب
شیپ : کاتسومی
خب از اونجایی ک موروتا ب کاتسومی خیانت کرده ؛ رفتم با تاتسومی صحبت کردم راضیش کردم ؛ اجازه داد اکرین بیاد خواستگاری کاتسومی
خوشبختانه کاتسومی هم بلع رو گف . . .
دوستان : همه
علایق : کاتسومی ، خانوادش ، هیکاری و ایچی ، چیزای سمی ، چیزای سبزززززززز ، کشتن ادما و هاشیراها ، حرف زدن با اکمی .
تنفرات : مادر پدرش ، کسایی ک اذیتش کردن ، همه ی ادما .
شخصیت : سرد ، خشن ، عصبی ، وحشی ، مهربون(فقط با کاتسومی) ،
ب همه چپ چپ نگاه میکنه (از روی نفرتشه)
گذشته :
میشه گفت موزان و میری قبلا ی جواریی عاشق هم بودن(مارینا حلالم کن) اون زمان اکرین ۵ سالش بود و موزان رو شناخته بود . . . موزان ب میری قول داد ک اون و اکرین رو پیش خودش میبره و نجاتشون میده اما رفت و دیگه بر نگشت . . . مادر اکرین برای اینکه اکرین رو نجات بده اون رو میسپره ب چند نفر ازش مراقبت کنن ولی چون مادر اکرین پولی نداشت ک ب اونا بده اونها اکرین رو اذیت میکردن
خلاصه
وقتی اکرین ۸ سالش شده بود هیکاری اون رو میبنه و ازش خوشش میاد . . . ب این دلیل هیکاری اکرین رو از اون ادما خریداری کرد و با خودش ب قلعه ی بینهایت برد . . . اونجا با هنر خودن هیکاری تبدیل ب شیطان شده . . . ب طور اتفاقی اکرین و موزان هم دیگه رو ملاقات میکنن و هم رو ب یاد میارن . . . و اینطوری شد ک اکرین وارد خانواده ی موزان شد . . .
وقعا چرا با وجود این همه موفقیت بازم ریدم
چرا دستش رو عن زدم
اکارین رو اپ کردم . . .
چون بزرگتر شده . . .
هعب بیو بدم . . .
بیو :
اسم : اکارین
ولی ما اکرین تلفضش میکنیم
فامیل : کیبوتسوجی . . . شاید
سن : ۳۴
قد : ۱۸۰ c.m
وزن : ۵۶ k.g
تایپ : entp
نژاد : اهریمن
ملیت : ژاپن
بستگان :
میری یوکومی / مادر / مرده
موزان کیبوتسوجی / پدر خوانده / مرده
مارینا / مادر خوانده / مرده
لیو کیبوتسوجی / برادر خوانده / زنده
ساکورا کیبوتسوجی / خواهر خوانده / زنده
ساداکو کیبوتسوجی / خواهر خوانده / زنده
کاتسومی موری / همسر 🗿😑
رتبه : رده بالای پنجم
هنر خون عقرب
شیپ : کاتسومی
خب از اونجایی ک موروتا ب کاتسومی خیانت کرده ؛ رفتم با تاتسومی صحبت کردم راضیش کردم ؛ اجازه داد اکرین بیاد خواستگاری کاتسومی
خوشبختانه کاتسومی هم بلع رو گف . . .
دوستان : همه
علایق : کاتسومی ، خانوادش ، هیکاری و ایچی ، چیزای سمی ، چیزای سبزززززززز ، کشتن ادما و هاشیراها ، حرف زدن با اکمی .
تنفرات : مادر پدرش ، کسایی ک اذیتش کردن ، همه ی ادما .
شخصیت : سرد ، خشن ، عصبی ، وحشی ، مهربون(فقط با کاتسومی) ،
ب همه چپ چپ نگاه میکنه (از روی نفرتشه)
گذشته :
میشه گفت موزان و میری قبلا ی جواریی عاشق هم بودن(مارینا حلالم کن) اون زمان اکرین ۵ سالش بود و موزان رو شناخته بود . . . موزان ب میری قول داد ک اون و اکرین رو پیش خودش میبره و نجاتشون میده اما رفت و دیگه بر نگشت . . . مادر اکرین برای اینکه اکرین رو نجات بده اون رو میسپره ب چند نفر ازش مراقبت کنن ولی چون مادر اکرین پولی نداشت ک ب اونا بده اونها اکرین رو اذیت میکردن
خلاصه
وقتی اکرین ۸ سالش شده بود هیکاری اون رو میبنه و ازش خوشش میاد . . . ب این دلیل هیکاری اکرین رو از اون ادما خریداری کرد و با خودش ب قلعه ی بینهایت برد . . . اونجا با هنر خودن هیکاری تبدیل ب شیطان شده . . . ب طور اتفاقی اکرین و موزان هم دیگه رو ملاقات میکنن و هم رو ب یاد میارن . . . و اینطوری شد ک اکرین وارد خانواده ی موزان شد . . .
- ۱.۲k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط