{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسیده جان من بر لب هزاران آه در راه است

رسیده جان من بر لب هزاران آه در راه است

در این خاموشی مطلق دلی دارم که گمراه است

به بوی خوش نمی آید دگر هرگز کسی اینجا

مگر آن بلبل مستی که او هم در ته چاه است
دیدگاه ها (۱)

نظری به کار من کن که ز دست رفت کارمبه کسم مکن حواله که به جز...

در ابریشم عادت اسوده بودمتو با حال پروانه من چه کردی؟ننوشیده...

دلم گرفته برایم ترانه می خوانی؟برای مرغ دل از آشیانه می خوان...

خرداد بیچاره هنوز بهار است ،اما نه باران دارد نه شکوفهمثل من...

بسم الله الرحمن الرحیم بهشتی است به نام بهشت بی قضاوتی. بهتر...

بسم الله الرحمن الرحیم بهشتی است به نام بهشت بی قضاوتی. بهتر...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙5ویو ته‌یونگشب شد. آسمون پر از ستاره. ته‌یونگ شمع‌...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

پارت سوم..... :)

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط