به بغض کردن بی های های معتقدی

به بغض کردن بی های های معتقدی
و در غروب کسالت به چای معتقدی
به سر بریدن بغضی فشرده سرگرمی
به آب دادن گل های مرده سرگرمی
به گردگیریه قلب از غبار مشغولی
به رام کردن دنیای هار مشغولی
موظفی که در اندوه خود کلافه شوی
به خط تازه پیشانیت اضافه شوی
سکوت باشی و از چهره ها فرار کنی
خودت پیاده شوی مرگ را سوار کنی...
...
کلید رابطه را پشت در گذاشتیم
چه روز های بدی پشت سر گذاشتیم
به شوق منظره ای پشت میله های ستم
چه سال ها من و تو پیله کرده ایم به هم
رفیق کم شدنم را به یاد داشته باش
شب قلم شدنم را به یاد داشته باش
که در عزای راهایی سیاه پوش شدم
پس از دو هفته گرفتار آبجوش شدم
ولی تو خوب شدی بال و پر درآوردی
.....
بگو که بغض ورم کرده را کجا ببرم؟ .
احسان_افشاری
دیدگاه ها (۵)

و من منتظر تو خواهم ماند همچون کلبه‌ای تنها تا دوباره مرا بب...

.عاقبت، روزی می رسد که دلخوشی ها جایشان را به دلشوره می دهند...

‌اگر این دنیا غریبه پرور است...تو آشنا بمان !تو پای خوبی های...

بعدازمرگم همراهم دو فنجان چای هم دفن کنید! صحبت های من با خد...

عضوهای جدید ( پارت ۱۱ )

از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط