وقتی که عروسی تموم شد فکر کردم همه چیز هم تموم شده اما مث
وقتی که عروسی تموم شد فکر کردم همه چیز هم تموم شده اما مثل اینکه تازه شروع شده بود.
محمد گیر داده بود که واقعاً دوسم داره و البته که من گولشو نخوردم اما خودشو بهم ثابت کرد.
بعد از چند ماه همه فهمیدن که اون دوسم داره و داداشم و بابام عصبانی شدن.
..
محمد گیر داده بود که واقعاً دوسم داره و البته که من گولشو نخوردم اما خودشو بهم ثابت کرد.
بعد از چند ماه همه فهمیدن که اون دوسم داره و داداشم و بابام عصبانی شدن.
..
- ۶۷
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط