{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که عروسی تموم شد فکر کردم همه چیز هم تموم شده اما مث

وقتی که عروسی تموم شد فکر کردم همه چیز هم تموم شده اما مثل اینکه تازه شروع شده بود.
محمد گیر داده بود که واقعاً دوسم داره و البته که من گولشو نخوردم اما خودشو بهم ثابت کرد.
بعد از چند ماه همه فهمیدن که اون دوسم داره و داداشم و بابام عصبانی شدن.
..
دیدگاه ها (۰)

محمد دقیقاً شب عروسی بهم گفت که دوسم داره. و چون که من تا بح...

فراز و نشیب زندگی وقتی شروع شد که من ۱۴ سالم بود. توی عروسی ...

انگار دردام رفته بود خوابم برد ولی وقتی از خواب بیدار شدم تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط