{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید ببوسی چشــم های روشنــم را

باید ببوسی چشــم های روشنــم را
تا پــُر کنــد آغــوش تــو حجـمٍ تنــــم را
 
تـلخ است فـال قهــــوه ی چشمم و شاید
شیرین کُند طعــــمٍ لبت بوسیدنم را
 
تا حلقه گیسـوی تو راهی دراز است
مهمـــان دستانت کُن امشب گردنــم را    !
 
آرام در دستت بیفتد سیبٍ لذت
شاید که آسانتر کند این ! چیدنــم را !
 
سرمست خواهم شد به بــوی صد سبــد یـاس
وقتی که عطرت پـُر کند پیراهنـم را
دیدگاه ها (۲)

از همان روزی که در باران سوارم کرده‌ایبا نگاهت هیـــچ میدانی...

عشق …رقصیدن به ساز کسی نیست! یک رقص دونفره است،گاهی گامی به ...

کسی نیست در این گوشه فراموش تر از منوز گوشه نشینان تو خاموش ...

همه شب دست به دامان خدا تا سحرم که خدا از تو خبر دارد و م...

جادویی عشق part ۷۵ولع تجربه طعم لباش داشت دیوونه ام میکرد من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط