شاهنامه نمی خوانی

شاهنامه نمی خوانی!
دیوان حافظ را
هرگز ندیده ام در دستانت!
گلستان، بوستان ...
مانده ام، چرا این هوا
می شود از تو، شعر گفت؟!

#عرفان_یزدانی
دیدگاه ها (۱)

شروع میشوم از نقطه های پایانیمرا به شکل عقاب،نه،!به شکل پَر ...

خوش آن زمانکه سرم در پناه بال تو بود....#هوشنگ_ابتهاج

قرنطینه کن مرا در آغوشت این روز ها شدید نیازمند توام... #مژگ...

تمرگیده بودم به تنهایی خویش!تو مرادیوانه کردی....با یه عالم ...

هر چه می خواهد دل تنگت بگو صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم ...

اصلا حالا تو هی شعر بخوان...از عاشقی بنویس...از عشق...اینها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط