{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستم را بگیر، وگرنه خواهم افتاد

دستم را بگیر، وگرنه خواهم افتاد
وگرنه ستاره‌ها
یکی‌یکی سقوط خواهند کرد
اگر شاعرم، اگر مرا می‌شناسی
پس می دانی که از باران می‌ترسم

اگر چشم هایم را به یاد می‌آوری
دستم را بگیر، وگرنه خواهم افتاد
وگرنه، باران مرا با خود خواهد برد

شبانه، صدایی اگر شنیدی
این منم که سرآسیمه
از باران می‌گریزم


اگر عصر باشد

ماه سپتامبر هم باشد
و من خیس و باران خورده باشم
غم، تو را فرا خواهد گرفت
و در گوشه‌ای، پنهانی خواهی گریست

اگر تنها باشم، اگر باز اشتباه کرده باشم
دستم را بگیر
وگرنه خواهم افتاد
وگرنه باران مرا با خود خواهد برد
دیدگاه ها (۱)

#امیرالمومنین_امام_علی_علیه‌السلام : خدا را فراوان ياد كنيد ...

آدم چند سالش بشود بال‌هایش دوباره درمی‌آیند؟

رسول خدا گفت منزلة علی نسبت به من مثل منزلت من است به خدا.من...

#امام_جواد_عليه‌السلام :به دل آهنگ خدا داشتن برتر است تا خست...

شلاق عشق نویسنده مرتضی متقیان

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

این برا فصل سومه میگن که رابطه آریس و جی جی خوب شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط