{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــــن

مـــــن
غریــــب دریــــا

نشستـــہ اینجــــا

بـــــــه انتظارت

و بے قرارت که با آزادے

و روخ نمــــایےبگــو ڪجایے

تــــو بهــانـــــہ مـــــن

مــوهاے خیــــــــست

رو شـــــامه ی مــــــن

تــــــو دســت گرمت

تو دستـــــــاے مــــن

تــو آسمونو ستـــاره من

بگـــــو ڪجایــے
دیدگاه ها (۱)

ما فقط به‌هم فکر می‌کنیم:تو، پشتِ میزِ کافه‌ای در پاریسمن، پ...

قدم زدمتمام راههای رفته با تو رادیدم هرگز همراه نبودیاگرچه ه...

موهایت را بافتی ورفتی!ڪاش قبلِ رفتن می گفتیسنجاق سریڪه جا ما...

❣اوج عشق❣کاش دلتنگی هم مثل اشک بود می ریخت و تمام می شدمی ری...

تو میگی بهم باور داری ولی زخمامو نادیده میگیری ، تیکه های شک...

نزدیک تر که شد،چند ضربه‌‌ی آرومی نثار سینه‌ی گرمش کرد.خم شد ...

🌱🍒  حوصله رفتن این همه راه در من نیست.هوای امروزِ خانهخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط