{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا گرمی آغوش تو هست

تا گرمی آغوش تو هست

ایمان نمی آورم ،

به آغاز فصل سرد . . .
دیدگاه ها (۲)

ما آزموده‌ایمدر این شهر بخت خویشبیرون کشید بایداز این ورطه ر...

به دوست داشتَنت مشغولم . . .همانند سربازی که سالهاست ؛در مقر...

مثل گل های ترک خورده کاشی شده ام !بعد تو پیر که نه ،من متلاش...

دلتنگم و دیدار تو درمان من استبی رنگ رخت زمانه زندان من استب...

تا گرمی آغوش تو هستایمان نمی‌آورم،به آغاز فصل سرد…(خواهران و...

گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بز...

چشمانم را که می بندم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط