حرف زدن با آدمهایی که میبینن و نمیخوان بفهمن سختترین
حرف زدن با آدمهایی که میبینن و نمیخوان بفهمن، سختترین کار دنیاست. میگه: اینا برن، دیگه امنیت نداریم. در جواب میگم: از کدوم امنیت حرف میزنی وقتی سال ۱۴۰۱ بخاطر افتادن یک روسری، " زن، زندگی، آزادی" شکل گرفت؟ میگه: اینا برن، دیگه امنیت نداریم، بهمون تجاوز میکنند. میگم: خبر داری الان چه بلایی سر بازداشت شدهها آوردن؟ میدونی با اجساد زنها چیکار میکنند؟ میگه: میخواستن نرن تو خیابون! میگم: بخاطر شماهایی رفتن که تخم مرغ ۱۷هزارتومنی نخرید! میگه: میشد مسالمت آمیز اعتراض کرد. میگم: پس چرا حقتیر داد؟! میتونست نده و این همه آدم به قتل نمیرسید! میگه: میخواستن نرن تو خیابون، مجبور بودن؟ میگم: اگه تو خیابون کشته نشیم، از فقر و نداری میمیریم! میگه: از فقر بمیرم بهتره تا از ناامنی و تجاوز. میگم: مگه الان امنیت داریم با بلایی که سرمون آوردن!؟ هیچ چیز نگفت، بحث عوض شد و درنهایت دوباره گفت: اینا برن، دیگه امنیت نداریم.
افسوس از این نفهمیدن.
افسوس از این نفهمیدن.
- ۱۱۰
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط